Easy English For You
 
انگلیسی آسان برای شما

1- با تاکسی به فرودگاه رفتم.

I took / got a cab to the airport.

 

2- معمولاً با تاکسی به فرودگاه می روم. هرگز با ماشین خودم نمی روم.

I usually go to the airport by taxi. I never go in my car.

 

3- چقدر طول می کشد ما را از اینجا به فرودگاه ببرید؟

How long does it take to take us from here to the airport?

 

4- با تاکسی فقط پنج دقیقه راه است.

It’s only a five-minute taxi-ride away.

 

5- از فرودگاه تا دانشگاه با تاکسی حدوداً بیست دقیقه طول می کشد.

A taxi journey from the airport to the university takes about twenty minutes.

 

6- باید یک تاکسی تلفنی برایش بگیریم. آخر شب است.

We should call him a cab. It’s late at night.

 

7- می خواهی زنگ بزنم تاکسی بیاید؟

Would you like me to phone for taxi?

 

8- من جلو می نشینم.

I will sit in the front.

 

9- یک ربع است که دارم برای تاکسی دست تکان می دهم. اما هیچ کدام از آنها نمی ایستد.

I have been hailing cabs since fifteen minutes ago. None of them stops.

 

10- برایت تاکسی بگیرم؟

Shall I call/ order/ hail a taxi for you?

 

11- بیا با تاکسی به خانه برگردیم.

Let’s take a taxi back home.

 

12- آیا این نزدیکیها ایستگاه تاکسی هست؟

Is there a taxi rank/ cab stand nearby?

 

13- او خسیس تر از آن است که بخواهد تاکسی بگیرد.

She’s too cheap/ mean to take a cab.

 

14- شرکت برای شما یک تاکسی در فرودگاه آماده خواهد کرد.

The company will arrange for a taxi to meet you at the airport.

 

15- هر شش تامون به زور توی یک تاکسی سوار شدیم.

All six of us bundled into a taxi.

 

16- ما همگی پریدیم توی یک تاکسی.

We all jumped in a taxi.

 

17- تعارف کردم کرایه تاکسی را بدهم.

I offered to pay the fare of the taxi.

 

18- او بر سر کرایه تاکسی با راننده مشاجره کرد.

He got into a dispute over the taxi fare.

 

19- به دلایلی که حالا یادم نمی آید، مجبور شدیم تاکسی بگیریم.

For some reason which escapes me, we had to take a taxi.

 

20- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

Some taxi drives charge extortionate rates.

 

21- بعضی از راننده های تاکسی کرایه های خیلی بالایی می گیرند.

We have the largest fleet of taxies in the state.

 

22- ما بزرگترین ناوگان تاکسی رانی کشور را داریم.

We have the largest fleet of taxies in the state.

 

23- عجله کن! تاکسی بیرون مقابل در ایستاده.

Hurry up! The taxi is out front.

 

24- بار سفرم زیادست، بنابراین مجبورم تاکسی بگیرم.

I am loaded down with bags, so I have to take a taxi.

 

25- بیا یک تاکسی بگیریم و فکر پولش نکنیم!

Let’s take a taxi and blow the expense!

 

26- آخه واسه چی داری بوق می زنی؟

Why on earth are you tooting/ honking your horn?

 

27- کجا می روید آقا؟

Where to, sir?

 

28- می خواهم به این آدرس بروم.

I want to go to this address.

 

29- کرایه چقدر است؟

How much is the fare?

 

30- میشه بگویید کرایه تا هتل تقریباً چقدر میشه؟

Can you tell me roughly how much the fare will be to the hotel?

 

31- من بیش از دو دلار نمی دهم.

I won’t pay more than two dollars.

 

32- سوار شو.

Hop in.

 

33- ممکنه تاکسی متر را ببینم؟

May I see the taximeter?

 

34- راننده تاکسی از هتل پورسانت می گیرد.

The taxi driver gets a rake- off from the hotel.

 

35- تو خیابان تاکسی زیاد نیست.

There are few taxies in the street.

 

36- آیا فکر می کنی دلیلش سهمیه بندی بنزین است؟

Do you think it’s because gas has been rationed?

 

37- من با سهمیه بندی موافقم چرا که این کار سبب صرفه جویی در مصرف انرژی می شود.

I am in favor of rationing, because we can save energy this way.

 

38- دولت در صدد کنترل مصرف سوخت است.

The government is trying to rein in fuel consumption.

 

39- به خودروهای شخصی روزانه 5/3 لیتر بنزین یارانه ای و به خودروهای دولتی 10 لیتر داده می شود.

Private cars are allowed 3.5 liters of subsidized petrol per day, state-owned vehicles 10 liters.

 

40- سهمیه وسائط حمل و نق عمومی بیشتر است.

Public transportation vehicles have a higher quota.

 

41- باید مراقب باشی کارت هوشمند سوخت را گم نکنی چون صدور مجدد آن زمان می برد.

You should be careful not to lose your fuel smart card, because reissuing take time.

 

42- سعی می کنم در مصرف سوخت صرفه جویی کنم.

I try to economize on fuel.

 

43- اشکالی ندارد شما کرایه تاکسی را پرداخت کنید؟

Would you mind paying the taxi driver?

 

44- مثل اینکه کرایه تاکسی ها را باید من بدهم.

Sounds like I have to pay for the taxies.

 

45- دست از خسیس بازی بردار.

Stop being such a close- fisted man.


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari

Don’t make excuses  عذر و بهانه نيار

I have a valid excuse عذرش موجه است

I have a justified excuse for my absence  براي غيبتم عذر موجه دارم

It’s a feeble excuse  عذر بدتر از گناه است

It’s a painful excuse  عذر بدتر از گناه است

He was driving at full speed  با سرعت تمام می راند

It is miles from anywhere  جای پرتی است

He died in his bed  مرگ طبیعی مرد

He is blind in one eye  یک چشمش نابینا است

The stars are twinkling  ستاره ها دارند چشمک میزنند

I was moved by the story  این داستان منو تکون داد

Make your will  وصیت خودتو بکن

She winked at me  بهم چشمک زد
 

The final straw (that broke the camel’s back قوز بالا قوز

The last straw (that broke the camel’s back قوز بالا قوز

I gave him a piece of my mind شستمش گذاشتمش کنار

to yoyo someone سردواندن کسی، امروز و فردا کردن

to hem and haw پاسخ سر بالا دادن

an old maid دختر ترشیده

Free loader آدم مفت خور

Doomed to die محکوم به مرگ

Short and sweet مختصر و مفید

to get/know everything about someone از جیک و پوک کسی خبر داشتن

to know/get somebody’s pulse رگ خواب کسی را داشتن

Square peg/nail وصله ناجور
 
If I get my hands on him اگه دستم بهش برسه

I can’t help it  دست خودم نیست

Behave less foolishly  دست از حماقت بردار

Aunt sally آلت دست، بازیچه

The cake is going begging کیک دست نخورده مانده

Don’t keep hassling me  دست از سرم بردار

Get off my back  دست از سر کچل من بردار

His fingers are all thumbs خیلی دست و پا چلفتی است

Not do a stroke دست به سیاه و سفید نزدن

Don’t come away empty-handed دست خالی برنگرد

Get cracking  دست به کارشو

Arms akimbo دست به کمر

Nail somebody down حساب کسی را کف دستش گذاشتن

Bring home the bacon دست پر برگشتن، شیر برگشتن

Single-handed دست تنها

He has light fingers  دستش کج است

Come off it  دست وردار

I am in low water دستم تنگ است

Clasp one’s hands دستهای خود را به هم قلاب زدن

Hands off  دستت را بکش

Hands up  دست ها بالا

Broken English انگلیسی دست و پا شکسته

He knows what he is about حساب کار دستش است

Give him a big hand به افتخارش دست محکمی بزنید

Clap him  براش دست بزنید

Make a living امرار معاش كردن

As clear as day مثل روز روشن

As sure as dead قطعا، بدون شك

As you think fit هر طور صلاح ميدونيد

All in all در مجموع روي هم رفته

Take heed  بی گدار به آب نزن

A snake in the grass آب زیر کاه

Your nose is running آب دماغت داره میاد

It’s as easy as shelling peas مثل آب خوردن است

  Be frank with me  با من رو راست باش

 Poor thing, I pity him  طفلكي، دلم براش سوخت   

 He is cross-eyed  او چشماش چپه   

 Behave yourself  مؤدب باش

 It is leaking  داره چكه مي كنه  نشتي داره  

 His bowels don’t move  شكمش كار نمي كنه   

 Turn into Radio Iran  بزن راديو ايران  راديو ايران رو بگير  

 My trousers bag at the knee  شلوارم زانو مي اندازه  

 Take a shortcut  ميانبر بزنيد  

 Do you have 3rd  party insurance  بيمه شخص ثالث داريد؟  

 It is out of date  از مد افتاده   

 I acted on your advice  نصيحت شما رو به كار بستم

 Head or tail  شير يا خط؟

 Stop nagging  اينقدر نق نزن   

 Stop fooling  مسخره بازي درنياز

 What’s this monkey business  اين مسخره بازي ها چيه؟  

 These clothes don’t become you  اين لباس ها بهت نمياد   

 Turn the page over  ورق بزن

 He is a naughty boy  او پسر شيطاني است  

 Give him a big hand  به افتخارش يه دست محكم بزنيد   

 In the course of time به مرور زمان

 Go through fire and waterخود را به آب و آتش زدن، خود را به هر دري زدن  

 Loose talk شايعه  

 Dark horse آدم مرموز و آب زيركاه  

 How smart you look today  چقدر خوشتيپ شدي؟

Come what may  بي خيالش

 From cover to cover از اول تا آخر(كتاب )  

 Go off the rails دچار فساد اخلاقي شدن  

 Answer back زبان درازي كردن

 It is much about the same  فرقي نكرده همان است كه بوده است  

 It is up to date  به روزاست  مد است   

 Have you checked the attendance  آيا حضور و غياب كرديد؟  

 He isn’t just anybody  براي خودش آدميه  

 He got a good beating  يك كتك خوبي خورد   

She winked at me به من چشمك زد  

 Stir the tea  چايي تو به هم بزن  

 Yours ever  قربانت  (در آخر نامه)

 He smokes like a chimney  خيلي سيگار مي كشه   

 It is free of charge  مجانيه   

 Do you see anything of him آيا گهگاهي (هر از گاهي) او را مي بيني؟  

 Cease fire آتش بس

 I had no other alternative چاره ديگه اي نداشتم  

 Big noise كله گنده  

 Far- seeing آدم دور انديش  

  On the mend رو به بهبودي  

 For love افتخاري، بدون چشمداشت  

 Make a living امرار معاش كردن  

 Face to face رو در رو  

 Get bottom of some thing ته و توي قضيه رو در آوردن  

 My ears are buzzing  توي گوشام صدا مي كنه  

 Open university دانشگاه آزاد  

 In no case به هيچ وجه  

 Do the best سنگ تمام گذاشتن، تمام تلاش خود را كردن  

 On the move در تكاپو  

 From top to bottom از سر تا پا  

 Get lost  گم شو   

 In memo ration به ياد بود، به بزرگداشت  

 Hurt feeling احساسات كسي را جريحه دار كردن  

 Jelly fish آدم بي اراده  

 Chance of life time فرصت طلايي زندگي  

 It is a bumpy road  اين جاده پيچ هاي تندي دارد   

 Catch-phrase تكيه كلام

He is a rubber neck او خيلي فضوله  

 Donkey work خر حمالي  

Vice-versa برعكس  

 Hold the floor مجال صحبت به كسي ندادن  

Narrow minded كوته فكر  

Join up به خدمت سربازي رفتن

 He is behind the times او داراي افكار كهنه اي است  

 I take size 38 in my shoes شماره پايم 38 است  

 Between you and me بين خودمان باشد

Jerry built بساز بفروش  

 For a rainy day براي روز مبادا  

 Beg the question طفره رفتن، ماست مالي كردن  

 Killing time وقت كشي  

It’s very kind of you  اين نظر لطف شماست  

 Let’s cast lots بياييد قرعه بكشيم

Beat the drum بوق و كرنا به راه انداختن  

 Black art جادو جنبل

 Pack of lies يك مشت دروغ و چرنديات  

 Official boy پادو
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari

براب دریافت کتاب کار کلیک کنید


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari
برای دریافت متن کامل کتاب کلیک نمایید


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari

HOTEL ROBOT                         SHOPPING ROBOT                         APARTMENT ROBOT


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari
                                                            

                                                           


There are moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real

گاهی در زندگی دلتان به قدری برای کسی تنگ می شود
که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید

When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don’t see the one which has been opened for us

وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم

Don’t go for looks; they can deceive
Don’t go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile

به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال کسی باش که به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یک لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی کند
کسی را پیدا کن که دلت را بخنداند

Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do

هر چه میخواهی آرزو کن
هر جایی که میخواهی برو
هر آنچه که میخواهی باش
چون فقط یک بار زندگی می کنی
و فقط یک شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی

May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy

خوب است که آنقدر شادی داشته باشی که دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش کنی که نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی که انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی که شادمان باشی

The happiest of people don’t necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way

شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلکه بهترین استفاده را می کنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد


The brightest future will always be based on a forgotten past
You can’t go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches

همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت کنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نکنی

When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You��e the one who is smiling and everyone
Around you is crying

وقتی که به دنیا آمدی، تو گریه می کردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش که در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می کنند

Please send this message to those people
Who mean something to you (I JUST DID)
To those who have touched your life in one way or another
To those who make you smile when you really need it
To those who make you see the
Brighter side of things when you are really down
To those whose friendship you appreciate
To those who are so meaningful in your life

لطفاً این پیام را به کسانی بفرست
که برایت ارزشی دارند (همان طور که من این کار را کردم)
به کسانی که به طرق مختلف در زندگیت تأثیر داشته اند
به کسانی که وقتی نیاز داشتی لبخند به لبانت نشاندند
به آنهایی که وقتی واقعاً ناامید بودی
دریچه های نور را نشانت دادند
به کسانی که به دوستی با آنها ارج می گذاری
و به آنهایی که در زندگیت بسیار پرمعنا هستند

Don’t count the years, count the memories

سالها را نشمار، خاطرات را بشمار


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم شهریور ۱۳۹۲ توسط Mr.M.Ranjbari
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک