Easy English For You
 
انگلیسی آسان برای شما
 

 

 

موفقیت یعنی .... کشف این که بهشت در درون توست.

 
  • A

نگرش، نه استعداد.

.Atitude more than aptitude

  • B

شاد بودن، با آنچه هستی.

.Being happy with who you are

  • C

پرورش بدن، ذهن و روان.

.Cultivating body, mind and spirit

  • D

کشف این که بهشت در درون است.

.Discovering that heaven is within

  • E

استقبال از ناشناخته ها با شور و شوق.

.Embracing the unknown whit enthusiasm

  • F

مقابله با ترس و یافتن ایمان.

.Facing fear, finding faith

  • G

بخشش، بدون یادآوری.

.Giving without remembering

  • H

همین جا و هم اکنون، تنفس در هر لحظه.

.Here, now breath into each moment

  • I

چیزی که درون توست، نه در چیز ها، جاها و مردمان.

.Inside you, not in people places or things

  • J

سفر از سر به دل.

Journeying from the head to the heat.

  • K

دانستن این که اعتقاداتت تجاربت را می سازند.

.Knowing your beliefs create your experienc

  • L

رفتن، با آهنگی روان.

.Letting go and going with the flow

  • M

وقت گذاشتن، برای خانواده ،دوستان، برای فداکاری و بخشش.

.Making time for family, freinds and forgiveness

  • N

رها نکردن امیدها و آرزوها.

.Never ever giving up on your hopes and dreams

  • O

گشودن دل، به روی امکانات با شکوه و عالی.

.Opening your heart to magnificant possibilitis

  • P

شور، خندان و شوخ بودن، با صفا و آرامش ذهن.

.Passion, playfulness and peace of mind

  • Q

زمانی برای سکوت، راه زندگی الهام آمیز.

.Quiet time the key to inspired living

  • R

دریافت کردن، بدون فراموش کردن.

.Receving without forgetting

  • S

جستجوی پاسخ، کنکاش باورها.

.Seeking answers, questioning beliefs

  • T

اعتماد، به زیبایی احساسات و نیازهایتان.

.Trusting in the beauty of your feelings and needs

  • U

فهمیدن، اینکه بیشترین تلاشی که از شما بر می آید همیشه کافی است.

.Understanding the best you can do is always enough

  • V

یک فعل، ترتیب دادن رقصی موزون با آهنگ سرنوشت.

.a Verb choreograph your dance with desting

  • W

تمایل، به آموختن از هر رخدادی.

.Willingness to learn from every thing that happen

  • X

اظهار خود، قهرمان داستان خود بودن.

.Xpressing yourself, be the here of your own story

  • Y

چیزی که در اختیار توست تا مشخص کنی، دوست داری چگونه تو را به خاطر بیاورند؟

.Yours to define have do you want to be remembered

  • Z

زندگی با شوق و شور، دوست داشتن و خندیدن.

.Zestful living, loveing and laughing

 

 

  منبع : یک دوست دات کام

نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari

 

 

A heart that loves is always young.
قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است
Greek Proverb
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
Anonymous
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari

 



رسول خدا (صلّی *الله *علیه *وآله):


أکْرِمُوا أوْلادَکُم وَأحْسِنُوا آدابَهُم یُغْفَرْ لَکُمْ.


به فرزندان خود احترام بگذارید و آنها را نیکو تربیت کنید تا آمرزیده شوید.


If you honor your children and train them well, you will be forgiven.


بحارالأنوار، ج 104، ص 95


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari
 

 

I have see dawn and sunset on moors and windy hills

Coming in solemn beauty like slow old tunes of Spain

I have seen the lady April bringing the daffodils

 

Bringing the springing grass and the soft warm April rain.

I have heard the song of the blossoms and the old chant of the sea,

And seen strange lands from under the arched white sails of ships

But the loveliest things of beauty god ever has showed to me

Are her voice, and her hair, and her eyes, and the dear red curve of her lips.

John Masefield

من غروب خورشید را و طلوع خورشید رابر تپه های بادگیر و دستهای پهناور دیده ام

یک زیبایی پرشکوه  مثل ترانه ای ارام و قدیمی از دشتهای اسپانیا

من بانوی اردیبهشت را دیده ام که با خودش نرگس می آورد و چمنهای تازه سبز و باران نرم بهاری

من ترانه غنچه ها را و سرود قدیمی دریا را شنیده ام

و از زیر بادبانهای سفد کشتی سرزمینهای بیگانه زیادی دیده ام

اما دوست داشتنی ترین زیبایی که خدا تابه امروز نشانم داده است

صدای اوست و گیسوانش و چشمانش و انحنای  دوست داشتنی و سرخ لبهایش


نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari
 

Jack worked in an office in a small town. One day his boss said to him, 'Jack, I want you to go to Manchester, to an office there, to see Mr Brown. Here's the address.'

Jack went to Manchester by train. He left the station, and thought, 'The office isn’t far from the station. I'll find it easily.'

But after an hour he was still looking for it, so he stopped and asked an old lady. She said, 'Go straight along this street, turn to the left at the end, and it's the second building on the right.' Jack went and found it.

A few days later he went to the same city, but again he did not find the office, so he asked someone the way. It was the same old lady! She was very surprised and said, 'Are you still looking for that place?'

جك در شهر كوچكي در يك اداره كار مي‌كرد. روزي رييسش به او گفت: جك، مي‌خواهم براي ديدن آقاي براون در يك اداره به منچستر بروي. اين هم آدرسش.
جك با قطار به منچستر رفت. از ايستگاه خارج شد، و با خود گفت: آن اداره از ايستگاه دور نيست. به آساني آن را پيدا مي‌كنم.
اما بعد از يك ساعت او هنوز به دنبال آن (اداره) مي‌گشت، بنابراين ايستاد و از يك خانم پير پرسيد. او (آن زن) گفت: اين خيابان را مستقيم مي‌روي، در آخر به سمت چپ مي‌روي، و آن (اداره) دومين ساختمان در سمت راست است. جك رفت و آن را پيدا كرد.
چند روز بعد او به همان شهر رفت، اما دوباره آن اداره را پيدا نكرد، بنابراين مسير را از كسي پرسيد. او همان خانم پير بود! آن زن خيلي متعجب شد و گفت: آيا هنوز دنبال آن‌جا مي‌گردي؟


نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari
 

 

یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی اکثر جوانان ایرانی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک مؤسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.

همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.

برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه آموزش انگلیسی ثبت نام می کنند.

اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند ، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه زبان انگلیسی را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعه قبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.

 

برخی نیز که کار و شغل روزمره اجازه حضور در کلاس زبان را نمی دهد، با خرید انواع نوارها و کتابهای آموزش انگلیسی ، تصمیم می گیرند که در منزل یا خودرو ، شخصا اقدام به یادگیری انگلیسی کنند که چون اجبار و ضرب العجلی برایشان نیست، به مرور از خیر این شیوه می گذرند و مجموعه ای از کتاب و سی دی و نوار روی دستشان می ماند.

آنچه که در این مطلب قصد بیان آن را داریم اشاره به نکته های کلیدی و طلایی در یادگیری مکالمه زبان است که بر اساس تجربه های مختلف بدست آمده است.

این اطلاعات برای هر دو گروه فوق ، بخصوص برای آنان که از به کاربردن روش های مختلف خسته شده اند بسیار مفید خواهد بود.

سه شرط اصلی برای یادگیری مکالمه زبان:

۱- انگیزه: تصمیم خود را بگیرید! به چه منظوری می خواهید زبان یاد بگیرید؟ اگر مصمم هستید ، آغاز کنید وگرنه وقتتان را تلف خواهید کرد!!

۲- وقت و انرژی: یادگیری زبان یک کار ممتد و وقت گیر است و نباید بین بخش های مختلف آن فاصله انداخت ، پس دقیقا مشخص کنید در طول هفته چه زمانهایی را برای یادگیری مکالمه اختصاص می دهید.

۳- محیط مناسب: هنگام یادگیری زبان انگلیسی باید فضای مناسب و ساکتی رو در نظر داشته باشید تا از تمرکز لازم برخوردار شوید.روی مکان های شلوغ یا ماشین و غیره زیاد حساب نکنید.( به همین دلیل برخی لابراتوارهای زبان را پیشنهاد می کنند).

آیا زبان فرّار است؟

* اگر یادگیری مکالمه زبان بخوبی و صحیح انجام شده باشد ، نباید فرّار باشد. مثل اینکه شما بعد از ۱۰ سال دوری از خودرو ، بخواهید رانندگی کنید و بگویید شیوه رانندگی را فراموش کرده ام. توانایی مکالمه باید به ضمیر ناخودآگاه شما رسوخ کند، آنگاه در طول زمان تنها برخی کلمات و واژه ها از ذهنتان خارج می شود اما کلیات مکالمه همچنان در توانایی شما باقی می ماند. مگر اینکه آموزش شما سطحی باشد.

شنوایی مهمترین و بهترین روش

* مهمترین و مفیدترین روش یادگیری مکالمه ، شنوایی است. هر چه از روش شنوایی بیشتر استفاده کنید سرعت یادگیریتان بیشتر می شود. حال چگونه باید نوار ها را گوش کنیم:

۱- به هیچوجه قبل از آنکه برای چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده اید ، سراغ خواندن متن آن نروید. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانید، ممکن است برخی کلمات را غلط تلفظ کنید و این اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنید ، بعد متن را بخوانید.

۲- هر درس را چند بار باید گوش کنیم؟ یک بار؟ ۵ بار؟ ۱۰ بار؟ نه خیر…. ۱۰۰ بار!! بله تعجب نکنید ، اگر مایل هستید اعتماد به نفس لازم در مکالمه زبان را بدست بیاورید ، هر درس را آنقدر گوش می دهید تا حفظ شوید! می توان گفت کلیدی ترین موضوع در مکالمه همین باشد. شما باید متن درس ها را حفظ کنید. بعد با خاموش کردن نوار سعی کنید مثل گوینده آن متن را تکرار کنید. بزرگترین لذت شما زمانی است که یک پاراگراف طولانی را از بر بگویید!!

۳- چگونه نوار گوش کنیم؟ فقط با استفاده از هدفون. چرا؟ به دو دلیل : اول) توانمندیهای یادگیری انسان به نسبت ۶۰ و ۴۰ درصد بین بینایی و شنوایی تقسیم می شود. اگر بخواهیم توان بینایی ما به کمک شنوائیمان بیاید، باید چشمهایمان را ببندیم، ( تصور کنید در جایی نشسته و با کسی صحبت می کنید، همکارتان به شما نزدیک می شود و در گوش شما مطلبی را توضیح می دهد .. در آن لحظه که دارید به مطلب او گوش می کنید ، به کجا نگاه می کنید؟ با اینکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هیچ جا نگاه نمی کنید چون تمام هوش و حواس شما به فهمیدن حرف های او معطوف است!) هدفون نیز نوعی پچ پچ در گوش شماست که باعث می شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوینده جلب شود.

دوم) صدایی که از هدفون در می آید به دلیل نزدیکی به پرده گوش انسان ، برای مدتها در محدوده ورودی گوش باقی می ماند و در یک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار می شود و شما سود بیشتری از آن می برید!

اگر سی دی تصویری هم می بینید باید همانند سینما فضا را تاریک کنید تا هیچ چیز دیگری توجه شما را به هم نزند.

۴- خوب قرار شد به نوار برای چندین بار گوش کنیم، بعد متن را حفظ کنیم. در مرحله بعد وقتی با خواندن متن به طور کامل با یحث آشنا شدیم ، باید صدای خود را ضبط کنیم. یک نوار خالی آماده کنید و هر متنی را که حفظ کردید ، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنید. البته در ابتدا این کار سخت خواهد بود اما اگر بخشی را فراموش کردید ، به جای مراجعه به کتاب ، مجددا آن بخش را گوش کنید. بعد دوباره صدای خود را ضبط کنید. تازه وقتی به صدای خود گوش کردید خواهید فهمید چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پیشرفت کرده اید! .. فراموش نکنید برای رسیدن به لهجه مناسب، شما باید همانند یک مقلد صدا یا یک بازیگر تئاتر، نحوه گویش گوینده را تقلید کنید. حتی اگر طرف یک پیرزن یا بچه باشد مثل او حرف بزنید . توجه داشته باشید، اگر سعی کنید دقیقا مثل نوار حرف بزنید، کلمات بیشتری به خاطرتان می آید ، چون شما دقیقا همانی را می گویید که شنیده اید!! ، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنید ، دیگر شنیده های شما دردی را دوا نمی کند ، چون ذهن شما، آنها را چیز دیگری فرض می کند.

بهترین تمرین گفتار، در مقابل آینه است . در این روش اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کنید.

نکته: کسانی که مرتب به شما توصیه می کنند ، زیاد نوار یا رادیو گوش دهید یا فیلم زبان اصلی ببینید، درست می گویند، اما اینکار به گفتار شما کمکی نمی کند بلکه تنها فایده اش ، آشنایی گوش شما با فرکانس هاس ویژه مکالمه زبان است . حتی اگر معنی کلمات را نفهمید، باز هم گوش کنید .. بعدا که با معانی آشنا شدید ، ذهن شما همانند پازل این کلمات را کنار هم قرار می دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل می آورد.

تمرین، گرامر ، دیکته ، حفظ لغت و جمله سازی

همه این موارد را فراموش کنید!

در مراحل اولیه یادگیری مکالمه ، اجبار نداشته باشید که تمرین حل کنید، دیکته بنویسید، گرامر کار کنید و غیره …فقط گوش کنید ، حفظ کنید و صدای خود را ضبط کنید.. تا آنجا پیش روید که از لهجه و سرعت گفتار خود راضی شوید.

پرداختن به بحث گرامری ، شما را از هدفتان دور می کند ..شما در حین حفظ مطلب ، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعایت می کنید و این روش ماندگار تر است تا اینکه با هدف قبلی بخواهید نکته های گرامری را در جملات خود بکار ببرید.

به دنبال یادگیری یا حفظ لغات هم نباشید … با دیکشنری خداحافظی کنید! …. شما فقط جملات یا عبارت ها را یاد می گیرید نه کلمات .. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشید اگر نتوانید در جمله بکار ببرید ، به چه دردتان می خورد؟

ما نباید خودمان جمله بسازیم بلکه جملات آماده را حفظ می کنیم!

فراموش نکنید، شما فقط و فقط جملاتی را می توانید در گفتار خود بکار ببرید که قبلا عین آن را خوانده یا شنیده باشید! در غیر اینصورت مثل یک دانش آموز با ادب ، بگویید هنوز نخوندیم آقا! …

اگر تلاش کنید که یک جمله جدید بسازید یعنی به طور کلی عکس روش مورد نظر ما عمل می کنید. آیا وقتی شما فارسی حرف می زنید جمله سازی می کنید؟ خیر .. چرا؟ برای اینکه جملاتی که می خواهید بگویید قبلا بارها خوانده اید یا بگوشتان آشناست.

خیالتان راحت باشد، آنقدر جمله های متعدد حفظ خواهید کرد که نیاز به جمله سازی پیدا نمی کنید.

مکالمه زبان را وارد زندگی خود کنید

اگر بخواهید این جملات را به انگلیسی خیلی سریع بگویید، می توانید؟ تلویزیون را خاموش کن، سفره رو بنداز، ببین کیه در می زنه؟ برو درستو بخون…

یکی از اشتباهات بزرگ شیوه تدریس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن یک نوزاد است. وقتی فرزند شما متولد می شود اولین کلماتی که با آنها آشنا می شود ، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند ، مثل بیا، بشین، دست نزن، جیزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و ….

اما ما در مدارس با جملات کامل خبری شروع می کنیم! .. He is a teacher! ، I am a student! …..

این موضوع را می توان بزرگترین نقص نظام آموزش زبان انگلیسی در مدارس دانست. تحصیلکردگان دانشگاهی ما هنوز نمی توانند فرق بین get، take و put را بخوبی درک کنند، چرا ؟ چون تنها با کاربرد امری این افعال جایگاه واقعی آنها مشخص می شود.

در اینجا قصد نداریم شما را به یادگرفتن افعال و شیوه کاربرد آنها توصیه کنیم ..چون قبلا گفتیم در یادگیری مکالمه ، گرامر به طور مستقل وارد عمل نمی شود بلکه در قالب جملات آموخته می شود.

پیشنهادی که ما داریم اینست:

۱- چند شب پشت سر هم در حالیکه اعضای خانواده شما متوجه نیستند، ضبط صوت خود را روشن کنید تا مکالمات عادی افراد داخل منزل( مثلا حین صرف شام) ضبط شود.

۲- در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بین اعضای خانواده را از روی نوار در دفتر خود بنویسید.

۳- چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده اید ، خواهید دید که برخی جمله ها تکراری است، انها را حذف کنید

۴- به کمک استاد خود یا یک کسی که زبان خوبی دارد ، این جملات را تر جمه کنید

۵- جملات را حفظ کنید

همین …الان شما قادر هستید با همین جملاتی که حفظ کردید در منزل انگلیسی حرف بزنید!!! چون گفتار های خانوادگی و روزمره ما بسیار محدود و اکثرا تکراری هستند .

توسعه توانمندی خود

۱- به طور کلی شیوه ای که اینجانب توصیه می کنم بر مبنای ترجمه " فارسی به انگلیسی" است. شما باید جملات ساده فارسی را بتوانید به انگلیسی ترجمه و حفظ کنید . آنوقت است که می توانید اعتماد بنفس لازم را بیابید.

۲- از این شاخه به آن شاخه نپرید، روش های گوناگون را امتحان نکنید، انواع نوارها و کتابها را نخرید.. تنها یک مجموعه کتاب و نوار را تهیه و با همان ها شروع کنید. ( من در مورد نوع دوره و کتاب پیشنهادی ندارم ..خود تان تحقیق نمایید ، کتاب مهم نیست روش مهم است ..ما درباره روش صحبت کردیم .. اما شخصا دوره هایی که کتاب یا نوار کمتری داشته باشند مثل streamline یا New interchange یا امثال ان به سیستم های جهشی معروفند و سریعتر نتیجه می دهند.

۳- برخی یادداشت ها و تذکر های ی روزمره خود را انگلیسی بنویسید…تذکرات به خودتان…دوستان یا اعضای خانواده ..قوانین منزل یا محل کار ..جملات کوچکی هستند ولی همیشه یادتان می ماند.

۴- فینگلیش ننویسید ..در چت و ایمیل انگلیسی بنویسید حتی اگر همه اش غلط باشد ..از هر ایمیل یک چیز کوچک یاد بگیرید کافیست.

۵- ترجمه متون را از طریق یادگیری مکالمه انجام دهید …مکالمه شما که پیشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق می شوید.

 

نکته آخر: در جای جای محل کار و منزل خود جملات مهم را بنویسید و نصب کنید تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد ..جمله ..نه لغت!!! موفق باشید

علی اکبر ابراهیمی نماینده انجمن دوستداران ایران در کانادا

منبع: topiranian.com


نوشته شده در تاريخ شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ توسط Mr.M.Ranjbari
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک